عاشق ویولن زدنم
ولی ویولن زدن خشکو خالی نمیچسبه
موهای لخت بلند میخواد با یک ساحل کنار دریا و یک باد ملایم که موهاتو موقع نواختن به رقص در بیاره البته یک پیراهن بلندم میخواد
ولی ازونجایی که بنده در کویر زندگی میکنم و دو چوکله اُو هم پیدا نِمِشو چه برسه به دریا همچنین باید این راهم در نظر داشت که اینجا ایرانه نه جزایر هاوایی و از طرفی موهای سیم تلفنی ای هم دارم از خیر ویولون گذشته و به ادامه ی زندگی خود میپردازیم
+همیشه دلم میخواست راه پدربزرگمو ادامه بدم
یک پزشک خوب باشم مثل باباجلیلم
یک ویولن زن خوب بشم مثل بابا جلیلم
یک ادم محترم و مهربون که با گذشت سی سال نبودنش بازم با یادش اشک تو چشم همه جمع میشهو به خوبی ازش یاد میکنن
++تابحال شده ندیده عاشق بشین!
ندیده عاشقشم...
برچسب:
نویسنده: میلاد جعفری