خرید بک لینک

لوس بازی را کنار گذاشته به وب اول و اصلی خود برمیگردیم با دغدغه های خانم مشوش... نمیدونم شمام وقتی همسن من بودین اینقدر خوددرگیری داشتین یا فقط من اینجوریم:-/ ثبات شخصیتی ندارم:|

+خودمم دلم میخواد خودمو بزنم

برچسب: نویسنده: میلاد جعفری تاريخ: پنجشنبه 11 خرداد 1396 ساعت: 13:41

اومدم که بمونم
تا اخرش بمونمو بنویسم
حتی شده ماه به ماه یا سال به سال
برام دیگه هیچی مهم نیست مخصوصا حرف دیگران

+باشد که رستگار شویم

برچسب: نویسنده: میلاد جعفری تاريخ: پنجشنبه 3 فروردين 1396 ساعت: 18:36


*چای_دونات_صدای برخورد بارون به شیشه*


اینجا هوا عالیه:-)

برچسب: نویسنده: میلاد جعفری تاريخ: پنجشنبه 3 فروردين 1396 ساعت: 18:36


برچسب: نویسنده: میلاد جعفری تاريخ: پنجشنبه 3 فروردين 1396 ساعت: 18:36

اوممم دلم خیلی میخواد ترک نت کنمو به زندگییم بچسبم
ولی دل کندن از بعضیا که شدن مثل خانوادت سخته خیلی
نمیدونم چیکار کنم
از یک سمت میخوام تمام تلاشمو بکنم از یک سمت دلتنگی اذیتم میکنه
میدونم چهارماهه چیزی نیست ولی خوب بگو یکهفته دلم براشون تنگ میشه:-(

اگهگذاشتم رفتم نگین نگفتیا:)) حالا انگار چقد مخاطب دارم:))))

شادزیو^__^

برچسب: نویسنده: میلاد جعفری تاريخ: پنجشنبه 3 فروردين 1396 ساعت: 18:36

مادر من ، مادر من تو یاری و یاور من... +مامان نیگا باز چشام رنگش عوض شده^____^ _ کو ببینم؟!! (آیکون با نیشخند زل زدن مادر به اینجانب) آره رنگ گ.ُ. مرغی شده +:-//// _:-)))))) مادر چه مهربونه درد منو میدونه بی عذرو بی بهونه غصه برام میخونه... عمه داره از دختری تعریفمیکنه: خیلیییی ناز بود خیلییی ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: میلاد جعفری تاريخ: دوشنبه 30 اسفند 1395 ساعت: 11:06

*بلاگ اسکای یک امکانی داره که بیان هنوز درکش نکرده اونم اینه که بدون عنوان هم میشه پست گذاشت*

خردرونم با شنیدن عبارت*رشد موهات خوبه باز سریع بلند میشه* شروع کرد به لگد پرونی

و چنین شد که رفتم قیچی به دست حموم موهامو زدم :-/

الان دم عیدی نشستم خشک شه میزان گند زدنمو بسنجم:-/


توصیه میکنم نذارین خر درونتون ازین غلطا بکنه

بهش یونجه بدین آروم بگیره تا عید تکون نخوره:-/

برچسب: نویسنده: میلاد جعفری تاريخ: پنجشنبه 26 اسفند 1395 ساعت: 1:37

یک سوالی داشتم!!

چرا اینایی که میخوان خودکشی کنن اینقد راه های پردردیو انتخاب میکنن؟!

مثلا چرا انگشتشونو تو پریز برق نمیکنن؟!

یا مثلا لوله بخاریو شل کنن بگیرن بخوابن!


چرا مد شده دستشونو تیکه تیکه میکنن:-/ یا از بالا پرت میکنن با مخ میرن زمین کله شون بپوکه:/ یا میرن قرص میخورن دلو رودشون تا دو ساعت میپیچه به هم :/ خیلی درد داره بخدا:-/


برق گرفتگی که درد نداره سریعه ، برگشت پذیر هم نیست

والاع

برچسب: نویسنده: میلاد جعفری تاريخ: پنجشنبه 26 اسفند 1395 ساعت: 1:37

امروز بعد از دوازده سال رفتم سینما:دی(تا بناگوش) فقط هم برای خوب بد جلف وگرنه هنوز هم به سینما نرفتنم ادامه میدادم بسی خندیدیم بسی خوب بود سپاس از دو قاسم ینی عاشق سام درخشانی شدم که خوب یکم دیره واسه این جلافتا:-/ + اونقد سینما نرفتم که قسمت آهنگ دارش صدا زیاد بود اذیت میکرد به الین زدم میگم کمادامه مطلب

برچسب: نویسنده: میلاد جعفری تاريخ: پنجشنبه 26 اسفند 1395 ساعت: 1:37


انقد بخند که ابرا ببارن
مقصد جاییه که غم ها نباشـن
این زندگی بهتر از ایناس
که سختی هاش منو تورو از پا درارن

هشتگ#زندگی_با_تو

^_____^

برچسب: نویسنده: میلاد جعفری تاريخ: پنجشنبه 26 اسفند 1395 ساعت: 1:37

چشم تو باده ترین جام حلالیست

که هست

در مقامی که همان حال محالیست

که هست


#افشین_یداللهی

@Afshin_Yadollahi


+میدونی برای من همیشه زنده ای؟!!!!

++باورم نمیشههههه

+++به قول مهراب گلچین روزگار امسال رسما گندشو دراورده...

برچسب: نویسنده: میلاد جعفری تاريخ: پنجشنبه 26 اسفند 1395 ساعت: 1:37

تو خونه ی ما اگر شما بخواین چیزی بخورین

دو حالت وجود داره

۱. آن خوراکی یا غذا خوشمزه بوده و الین جان همه شو خورده و به دهن شما هیچی نمیرسه


۲. آن غذا یا خوراکی آنقدر بی مزه عست که حتی الین جان هم بهش لب نزده و باز هم به دهن شما چیزی نمیرسه


الین هستن

یک دائم الهانگری:-/

برچسب: نویسنده: میلاد جعفری تاريخ: شنبه 14 اسفند 1395 ساعت: 8:52

تو پیج پشمک داشتم میگشتم عکساشو لایک میکردم

که چشم مبارکمان به این چت ها افتاد

من فقط میتونم سکوت کنم:-//



+یکی از نشانه های بلغم اینه که مثه سیرابی میشینی ی جا

حوصله ی هیچی رو هم نداری بعد اوج فعالیتتم اینه که مثه خرس تنبل سینه خیز از اتاق بری تو هال

باز از هال بری تو اتاق

صبح گودزیلامون میگه کم کم داری خزه در میاری دیگه:-/

برچسب: نویسنده: میلاد جعفری تاريخ: شنبه 14 اسفند 1395 ساعت: 8:52

تابحال کسیو دیدین شوشتر رو شو_شُتُر بخونه؟!

ندیدین؟! اشکالنداره الان قشنگ منو ببینین:-/

من کیلی نتوانس فارسی اسپیک کرد برای اونه :-/


+روزای تعطیل که پسربچه ی همسایمون خونمونه و با الین بازی میکنه

ثانیه ای صد بار خدامو شکر میکنم که بهم برادر نداده

وگرنه الان به جرم قتل تو زندان داشتم چوب خط میزدم:-/


پ.ن(کاملا بیربطانه): هیچ وقت به قیافه ی یک پسر با عینک دودی اعتماد نکنین

لامصب ده تن ارایش جلوش کم میاره :-/

برچسب: نویسنده: میلاد جعفری تاريخ: شنبه 14 اسفند 1395 ساعت: 8:52

دیروز صبح ساعت ۵ خاله و دخی خاله از تهران رسیدن فقط یک ساعت خوابیدن از ساعت ۶ صبح این دخی خاله جان شروع کرد به حرف زدن تا ۲.۵ نصفه شبه فرداش:-/ ساعت ۲ بامداد بود هنوز داشت از ماجراهای خودشو میم(شوهرش) میگفت مادرجان که همچون یک خاله ی مهربان داشتن با دقت گوش میکردن کمی اونورتر پدرجان روی مبل تکی نشسته بودن دستشون زیر چونشون با لبخند و چشای بسته هر چند دیقه کله ای تکون میدادن چرت میزدن اونورتر خاله جان بودن که خوب عادت داشتن خیلی ریلکس لم داده بودن تی وی میدیدن اینور خوده دخی خاله بود که با آبو تاب دستاشو تکون میداد تعریف میکرد(ینی یک اپسیلون هم انرژی ش تحلیل نرفته بود) کنارش بنده بودم که نشسته زل زده بودم به دوربین رو بهروم الین هم که تو گوشاش پنبه کرده بود با گوشیش بازی میکرد ساعت ۲:۰۱ بود که ساکت شد همه خوشحال ازینکه حرفاش تموم شده با ذوق بلند شدیم بریم بخوابیم که یهو گفت اهااااا یادم اومد خاله رفته بودیم... یعنی به معنای واقعیِ کلمه پنچر شدیم ساعت دوو نیم به دهنش چسب زدیم بردیمش تو اتاق درم قفل کردیم تا خوابید:-/ ولی خوب ساعت۶ صبح باز با صدای خوش آهنگش(!!!:/) از خواب بیدار شدیم هنادامه مطلب

برچسب: نویسنده: میلاد جعفری تاريخ: شنبه 7 اسفند 1395 ساعت: 23:41

صفحه بندی